معرفی کتاب: به سوی طبیعت وحشی اثر جان کراکائر
داستان تکاندهنده و واقعی کریستوفر مککندلس؛ سفری به اعماق آلاسکا در جستجوی اصالت، رهایی از جامعه مصرفی و مواجهه با حقیقت مرگبار طبیعت وحشی.
آلاسکا و آوای رهایی از جامعه مدرن
در سال ۱۹۹۲، جوان بیست و چهار سالهای به نام کریستوفر مککندلس (Christopher McCandless) پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، تمام پسانداز ۲۴ هزار دلاری خود را به یک موسسه خیریه بخشید، مدارک هویتی خود را کنار گذاشت و با هویتی تازه به نام «الکساندر سوپرترمپ» رهسپار جادهها شد. او سرانجام با یک کیسه کوچک برنج و تفنگی شکاری وارد جنگلهای یخزده آلاسکا شد تا در اتوبوس شماره ۱۴۲ معروف به «اتوبوس جادویی» زندگی کند؛ غافل از آنکه چهار ماه بعد، جسد او در همان اتوبوس پیدا خواهد شد.
جان کراکائر، نویسنده و کوهنورد برجسته، با بررسی یادداشتهای به جا مانده، مصاحبه با خانواده و کسانی که در طول سفر با کریس برخورد داشتند، شاهکار غیرداستانی «به سوی طبیعت وحشی» (Into the Wild) را خلق کرد؛ اثری که فراتر از یک سرگذشتنامه، به واکاوی ریشههای میل سوزان بشر برای گریز از جامعه و بازگشت به آغوش بدوی طبیعت میپردازد.
شوریدگی علیه مادیات و زندگی ساختگی
کریس مککندلس نمونهای افراطی اما صادق از نسلی بود که از دورویی، تجملپرستی و استانداردهای از پیش تعیینشده زندگی بورژوایی به ستوه آمده بود. او با الهام از آثار لئو تولستوی، جک لندن و هنری دیوید ثورو، باور داشت که انسان برای رسیدن به ذات اصیل خویش، باید بندهای وابستگی مالی و راحتیهای شهری را بگسلد.
«لازم نیست انسان برای خوشبختی نیازمند دیگران یا اشیاء باشد؛ نور خورشید، باد خنک، سکوت کوهها و آزادی بیکران خود به تنهایی سرشار از معنایند.»
سفرهای اولیه او در غرب آمریکا، کارگری در مزارع غلات داکوتا و قایقرانی خطرناک در رودخانه کلرادو، نشاندهنده شجاعت بیپروای او در تجربه زندگی در لبه تیغ بود.
درس سهمگین آلاسکا: توهم رومانتیک در برابر واقعیت مرگبار
بخش تراژیک کتاب و اثر ماندگار کراکائر در این است که هرگز ماجراجویی کریس را بیمهابا تمجید نمیکند. کراکائر نشان میدهد که طبیعت وحشی برخلاف تصویرسازیهای رمانتیک کارتپستالی، مهربان یا کینهتوز نیست؛ بلکه کاملاً «بیتفاوت» است. یک اشتباه کوچک در شناخت گیاهان سمی، نداشتن نقشه دقیق از جریان رودخانههای فصلی یا کمبود چربی و کالری در سرمای زیر صفر، مرگبار خواهد بود.
طبیعتگردی و خلوتگزینی نیازمند فروتنی، آموزش و احترام عمیق به قوانین فیزیکی بومسازگان است. جسارت بدون مهارت بقا، شجاعت نیست بلکه قماری خطرناک با جان است.
واپسین کشف مککندلس: «شادی تنها در اشتراکگذاری معنا مییابد»
شاید تکاندهندهترین لحظه کتاب، آخرین جملهای باشد که کریس مککندلس با دستهای لرزان در حاشیه کتاب «دکتر ژیواگو» پاسترناک پیش از مرگ بر اثر گرسنگی نوشت: «Happiness only real when shared» (شادی تنها زمانی واقعی است که به اشتراک گذاشته شود.)
این جوان شوریده پس از ماهها تنهایی مطلق در دل یخهای شمال، سرانجام به عمیقترین حقیقت زیستن پی برد: انزوای افراطی و طرد انسانها پاسخی برای دردهای روحی نیست. سفر به طبیعت زمانی زیباترین میوهاش را میدهد که ما بینش و آرامش به دست آمده را به میان انسانها بازگردانیم و با کسانی که دوستشان داریم سهیم شویم.
